سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

357

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

بودنش از اين جمله آن است كه [ هل ] براى دخول بر سر فعل پيشگامتر و طالبتر از [ همزه ] مىباشد لذا ترك فعل با [ هل ] بر كمال عنايت به حصول امر مزبور بهتر دلالت مىكند تا با همز و از اينرو است كه گفتن مثال [ هل زيد منطلق ] تنها از شخص بليغ كه به نكات و جزئيات توجه دارد حسن دارد . شارح در ذيل [ و لاختصاص التّصديق بها ] مىگويد : وجه اين اختصاص آنست كه [ هل ] منحصرا در مورد طلب تصديق به كار مىرود و براى غير تصديق اصلا نمىآيد چنانچه قبلا شرح آن گذشت . پس از آن در ذيل [ و تخصيصها المضارع بالاستقبال الخ ] مىافزايد : كلمه [ ما ] در [ بما كونه ] موصوله بوده و [ كونه ] مبتداء و خبرش [ اظهر ] مىباشد و [ زمانيّا ] خبر است براى [ الكون ] يعنى اختصاصش بشيئى كه زمانى بودن آن اظهر است همچون فعل . سپس مىگويد : دليل اين گفته آن است كه زمان جزئى از مفهوم فعل است بخلاف اسم چه آنكه صرفا در جائى اسم بر زمان دلالت مىكند كه زمان عارضى آن بوده نه آنكه جزئش باشد . و اما اينكه گفته شد چون ( هل ) مزيد اختصاصى به فعل دارد لاجرم مقتضى است فعل مضارع را اختصاص به زمان استقبال دهد امرى است واضح و روشن . و اما اينكه گفتيم بخاطر مزيد اختصاصش بفعل مقتضى است كه فقط براى طلب تصديق بيايد جهتش آن است كه تصديق عبارتست از حكم به ثبوت يا انتفاء و نفى و اثبات صرفا بمعانى و احداثى كه مدلولات